با خشونت و تهاجم در کودکان چه باید کرد؟

در این مطلب از جوجمون قصد داریم به موضوع خشونت و تهاجم در کودکان بپردازیم، دلایل و عوامل خارجی و داخلی مربوط به آن را بیان و راهکارهایی به منظور جلوگیری و کنترل این خشونت ها و تهاجم را بیان کنیم.

چه ما بخواهیم چه نخواهیم حس خشونت و تهاجم در کودکان وجود دارد.  بدین سبب نباید کودکان را مجبور کنید که حس خشونت و تهاجم خود را نادیده بگیرند از طرف دیگر بروز همیشگی خشونت و تهاجم در کودکان نه میسر است و نه امکان پذیر. راه‌های دیگری را باید یافت تا کودک بتواند آن را جانشین تهاجم کند. من می دانم که شما با احساس تهاجم کودکان چگونه برخورد می کنید ولی برای خودم جالب است که بدانم برای روبه رو شدن با کودکان خشن وعصبانی در مهد کودک یا در خانه چه کارهایی باید انجام بدهم.

برای تعریف خشونت و تهاجم در کودکان به صورت جامع می‌توانم بگوییم که هر نوع حرکت بیرونی تندی که کودک نسبت به دیگران انجام می دهد تهاجم است این تعریف چندان به نظر بد نمی‌آید، زیرا شامل هر حرکتی است که کودک برای بیرون ریختن احساس خودش انجام می دهد. بدین ترتیب اظهارنظرهای تند کودکان نسبت به خودشان نیز به نوعی خشونت و تهاجم است ولی تهاجم چیزی دقیق‌تر با بار منفی بیشتری از تعریف لغوی آن است.

میخواهیم درباره کودکانی صحبت کنم که وقتی از کلاس بیرون می‌روند پشت سرشان هر آنچه را که کودکان ساخته اند از بین می‌برند یا اینکه وسایل بازی کودکان را خراب می‌کند، در کلاس ادای کودکان دیگر را درمی‌آورند خودشان را گرگ و هیولا می‌کنند و به کودکان دیگر حمله ور می شوند یا سر بقیه هم کلاسی های خود می گذارند. در عین حال ما کودکان را در کلاس می بینیم که کودکان دیگر را کتک میزنند، نقاشی های دوستان خود را خراب می کنند یا حتی خود را گاز می‌گیرند. ما بیشتر از هر چیز دیگر مایل هستیم که در مورد این دسته از کودکان صحبت کنیم.

برای مقابله با چنین کودکانی راه های بسیار خوبی وجود دارد. بعضی از کارهای ساده هم هست که می‌توان برای حل منطقی خشونت و تهاجم در کودکان به کار گرفت. درارتباط با کودکان مهاجم معمولاً رفتارهای مربیان پدران و مادران بسیار مهم است؛ به طوری که می توان خیلی جدی گفت شیوه های رفتارمربیان و اولیا موجب خشونت های گوناگون در نزد کودکان می شود.

بعضی از والدین می خواهند خیلی سخت همه چیز را کنترل کنند و بسیار قدرت  طلبند.  به دنبال چیزهایی که از همه آسان تر است، می گردند و هزاران قانون دارند: ندو! صدا در نیار! بشین! پاشو! ساکت باش! با انگشت هات نقاشی نکن! برو! بیا!  تمیزباش! تف نکن! نوبت را رعایت کن! وقت نیست! بگو معذرت می خوام! و هزاران دستور دیگر ازاین قبیل.

خشونت و تهاجم در کودکان

گاهی والدین خیال می کنند کنترل کردن کودکان به این ترتیب تنها راه چاره مقابله با خشونت و تهاجم در کودکان است و یا مربی می گوید که این نوع رفتارها همان چیزی است که پدر و مادرها از ما انتظار دارند و اگر سخت گیری نکنیم کودکشان را از مهد کودک ما در می‌آورند.

به نظر می رسد که دلیل اصلی چنین کارهایی بسیار عمیق تر است. در بین ما این اصل برقرار است که اگر کسی از مقررات سرپیچی کند حتماً باید تنبیه شود بدین خاطر وقتی این همه مقررات و قانون های سخت و دست و پاگیر برای کودکان می گذاریم طبیعی است که کودکان نتوانند همه این مقررات را رعایت کنند و بدین ترتیب در موارد مختلف از طرف ما بزرگترها تنبیه و مجازات می شود.

کودکانی که در این شرایط قرار دارند معمولاً تبدیل به سه دسته کودک با رفتارهای مختلف می‌شوند:

1- در یک حالت کودکان تبدیل به افرادی می شوند که بخش خلاق آنها از بین می رود. گروهی از بچه ها از آنجا که توان مقابله با امر ونهی های والدین ومربی را ندارند گوشه نشینی را انتخاب می کنند  و تبدیل به کودکان غیر خلاق و منفعل می‌شوند و فقط انرژی شان را صرف این می کند که  دیده نشوند هر کاری را که از آنها انتظار دارند انجام بدهند. به یاد بیاوریم کودکانی را که بودن یا نبودن شان در کلاس هیچ فرقی ندارد کودکانی ساکت و بی تفاوت که بیشتر از هر چیز نشانه ای از کنترل بیش از حد ما می باشند.

2- در حالت دیگر کودکان تبدیل به افراد مثلاً با ادب می شوند و به نوعی به تملق و چاپلوسی روی می آورند. بیاد بیاوریم کودکانی را که مرتباً به دفاع از معلم، کودکان دیگر را ساکت می کنند یا برای خوشامد مربی چیزهای می گویند: “بچه ها ساکت باشید، خانم مربی سرش درد می کند.” “قربون معلم خودم برم دلم براتون تنگ شده بود.” و یا با خراب کردن دوستان و خواهر و برادر خود نزد والدین قصد محبوب کردن خود را دارند. این دسته از کودکان از آنجا که توان رودررو شدن با مربی یا والدین را ندارند از راه‌های دیگری وارد می شود.  آنها به این شکل از والدین و مربی خود تعریف می کنند تا از گزند های آنها در امان باشند. با ادب شدن کودکان خوب است اما به چه قیمتی؟

3-اما دسته سوم کودکان که نمی توانند گوشه نشینی را انتخاب کنند و نه از تملق و چاپلوسی خوششان می آید. این دسته از کودکان در اثر کنترل های زیاد سعی می کنند که رفتارهای جسورانه و خشن خود را به شیوه های مختلفی نشان بدهند. این دسته از کودکان مبارزه با مقررات را ادامه می دهند.

نمونه متداول چنین خشونت هایی را می توان به درجات مختلف دید. مانند کودکی که نقاشی دوستان خود را خراب میکند، پر پرنده ها را می کند، دیوار را خط خطی می کند، موقع قصه خواندن آرام و قرار ندارد یا در فرصت‌های مختلف دوستان خود را آزار میدهد.

در نمونه‌های نیز می‌توان کودکانی را دید که به خود آزاری روی می آورند و دست خود را گاز می‌گیرند یا موهای خود را می کنند. همه این ها نمونه هایی از خشم پنهان کودکان در برابر رفتارهای کنترلی ما می باشد. به عبارت دیگر ما عامل همه خشونت ها و رفتارهای تهاجمی کودکان هستیم.

وقتی ما شاهد چنین برخوردهایی می شویم فکر می کنیم که باید کودکان خاطی را مجازات و تنبیه کرد شدت کنترل را زیادتر نمود. پس سخت‌گیری‌های ما شروع میشود.  در چنین شرایطی روزگار برکودکان بسیار سخت می‌گذرد و بدون هیچ لذتی روزها را می‌گذرانند. و ما از شدت این همه کنترل احساس خستگی می کنیم و نمی دانیم  چرا کودکان این همه رفتارهای خشن نشان می دهند، غافل از این که مسئله و مشکل اصلی در رفتار ماست.

اما به جز والدین سخت‌گیر گروه دیگری نیز هستند که به خشونت کودکان دامن می زنند. رفتارهای بی‌ثبات ما باعث می شود تهاجم کودکان رابیشتر کنیم. این دسته از والدین روی نظرها و حرف های خود ثبات ندارد و کودکان نیز به خوبی می فهمند که نظر آن ها تغییر می کند. بدین خاطر با حرکت های مختلف سعی می کنند تا نظرشان را نسبت به کاری که دوست دارند عوض کنند. این رفتارها کودکان را به طرف معامله کردن بر سر قدرت و به دست آوردن خواسته های بی مورد خود سوق می دهد.

هر مربی و هر پدر و مادری باید بداند زمانی به کودکان نه بگوییند که به راستی امکان نه گفتن وجود داشته باشد بدین ترتیب حتی اگر کودکان گریه کنند یا جیغ بزنند نظر آنها نباید تغییر پیدا کند.

اما کودکان در برابر اولیا یا مربیان بی‌ثبات سعی می‌کنند که هر بار برشدت تهاجم و رفتارهای خشن خود بیفزایند تا مربی یا پدر و مادر خود را به انجام کار مورد نظر مجبور کنند.  چقدر کودکانی هستند که با حرف های زیر مربیان یا اولیای خود را تهدید می کنند “اگر آن اسباب بازی را الان به من ندهید جیغ می کشم اگر نگذاری به حیاط بروم خودم را خیس می کنم.”

 

خشونت و تهاجم به عنوان یک رفتار طبیعی

بسیاری از مربیان وجود دارند که به کودکان اجازه می‌دهند تا ساخته های خود را خراب کنند ولی اجازه ندارند ساخته های کودکان دیگر دست بزنند.

با این وجود تهاجم مستقیم مانند پرتاب شی به طرف مردم، گاز گرفتن، هل دادن، گستاخی و سرپیچی کردن از قوانین معمولاً در محیط‌های پرورشی غیر قابل قبول است. در ضمن چه بسا از نظر تئوری احساس کنیم که خفه کردن احساس عصبانیت و از بین بردن رفتارهای تهاجمی نیز درست نیست.

با این توضیحات می توانیم بگوییم که وقتی خشونت کودکان را می‌بینیم یعنی که ما بیش از حد بر آنها کنترل داریم یا اینکه رفتار ما نسبت به آنها بی ثبات است. این دو مسئله بیشتر در مقابله کردن با رفتارهای تهاجمی موثر است. حالا اگر در این دو مورد زیاده روی نکنیم به راحتی می توانیم رفتارمان را با کودکان مهاجم تنظیم کنیم.

کنترل کردن اگر به له کردن کودک منجر نشود بسیار لازم است و شکی نیست که گاهی کودکان را باید خیلی روشن و ساده از کاری که انجام می دهند و غیرقابل قبول است بازداشت.

وقتی کودکی چیزی را باید از سیستم ذهنی خویش دور کند یکی از راه‌ها این است که کارهای خطای کودکان را نادیده بگیرید و به روی خود نیاورید که کودک آن کار را انجام داده است. به ویژه زمانی که کودک حرکتی را انجام داده که نه به دیگران ضرر می رساند و نه برای خودش خطر دارد.

در عین حال بعضی وقتها بی ثباتی در برخی از اعمال کاملا مورد تایید است. برای مثال مربی ممکن است در ساعت 11:30 خشونت کودک را نادیده بگیرد. نباید انتظار داشت که کودکان بتوانند در این ساعات خودشان را خیلی خوب کنترل کنند.

تصفیه کردن رفتارهای کودکان

تصفیه کردن رفتار کودکان بازیگوش یکی از بهترین روش‌های است که می‌توان به نوعی خشونت های کودکان را کم کرد. تصفیه کردن یعنی رفتارهای غیر قابل قبول کودکان را به رفتارهای قابل قبول تبدیل کنیم.  این شیوه بسیار با ارزش است چون هم از نظر عاطفی برای کودک تسکین دهنده و ارضا کننده است و هم برای اطرافیان خطری در بر ندارد.

باید به دقت فکر کرد و دریافت که پشت رفتار تهاجم آمیز کودک چه نکته یا چه مسئله‌ای  قرار گرفته است. موارد زیر به نوعی جنبه‌های پنهان رفتار خشن کودکان را مطرح می کند:

۱- خودنمایی کردن

یکی از ویژگی های رشد کودکان پسر و دختر در سن ۴ سالگی خودنمایی کردن است. بسیاری از کودکان در این سن دوست دارند که با سرپیچی کردن از مقررات یا فرمان ها، خود را بشناسند  و کشف کنند.  این کار برای کودکان بسیار طبیعی است و در مواردی باید آنها را رعایت کرد و کمک کرد  از این مرحله به خوبی بگذرد.

۲-  بی پروایی

بعضی از کودکان در همین محدوده سنی بسیار بی پروا می شوند. یعنی به چشمهای پدر و مادر یا مربی خود نگاه می کنند و جواب آنها را می‌دهند و کار مورد علاقه خود را انجام می‌دهند. این مورد نیز به رشد کودکان برمی گردد و تا آنجا که ممکن است نباید رویه آنها را در هم بشکنیم. لازم نیست بنشینیم و تمام رفتارهای آنها را نیز تحمل کنیم.

۳- بیماری

بسیاری از رفتارهای خشونت و تهاجم کودکان به بیماری آنها برمی گردد. یک ضربه مغزی، نارسایی مغزی، ترشح هورمون‌های مختلف و…  عوامل مهمی برای رفتارهای تهاجمی اند. در عین حال فراموش نکنید که رفتارهای مستبدانه و بی ثبات ما نیز در خشونت های کودکان حتما تاثیر گذار است.

خانواده و خشونت کودک

بسیاری اغلب رفتار تهاجم آمیز کودکان را به خانواده آنها ارتباط می دهند. خیلی ساده است که مسئولیت خودمان را درباره رفتارهای خشن کودکان با بیان چند جمله تمام کنیم:

“حتما امروز در خانه به او خیلی سخت گذشته است” یا “فکر می کنم پدر و مادرش با هم اختلاف دارند” یا “تقصیر پدرش است که این همه خشونت از خود نشان می دهد.”

 نگاه کنید و دلیل بیاورید

جز با تلاش مداوم برای یافتن اینکه چه مسئله‌ای موجب هیجان یا عصبانیت کودک شده است، هرگز نمی توانیم رفتارهای کودکان را درک کنیم. شاید بسیاری از رفتارهای تهاجمی کودکان وابسته به رشد است و با سادگی با گذشت زمان بهبود یابد.

شاید ما والدین نیاز به راهنمایی دارند که چگونه به کودکان خود کمک کنند تا آرامش بیشتری حس کنند. شاید لازم باشد تا برنامه مهدکودک تغییر کند تا کودک کمتر احساس عجز و خستگی کند. فهمیدن اینکه چه چیزی باعث خشم بیش از حد کودک و رفتار نامناسب او می شود کمک می کند تا بتوان آن عامل را برطرف کرد. اگرچه برنامه‌ی درازمدتی است ولی یک قدم اساسی برای برطرف کردن مشکل کودک به حساب می آید.

اکنون ما تصور می کنیم که با والدین کوشا و خوش برخوردی روبه‌رو هستیم که سعی دارند به  دلایل پنهانی برسند. یک صبح معمولی است. خوشبختانه تعداد زیادی از فعالیت ها می تواند موثر واقع شود. ولی به خاطر بسپارید که این فعالیت‌ها جانشین آن چه کودک واقعاً می خواهد انجام بدهد می شود. یعنی کودک می‌خواهد رفتار تهاجمی نشان بدهد اما والدین باید سعی کنند این رفتار غیر قابل قبول را تبدیل به رفتار قابل قبول کنند. هرگاه بخواهید بدل چیزی را به کسی بدهید لااقل باید درباره آن بدل دست و دلباز باشید و مقدار زیادی از آن را در اختیار کودکان قرار دهید. این پیشنهاد را می توان به کار بست:

۱- هر نوع فعالیتی که پاها را به کار بگیرد ولی فشار یا دستوری در کار نباشد مانند:

پریدن بر روی یک تشک قدیمی که در حیاط پهن است. تشک های فنری و قدیمی نیز برای این کار مناسب است. پریدن از روی چند جعبه نیز انرژی فراوانی را از کودکان می‌گیرد. در ضمن کار است که شجاعت هم می خواهد.

تاب خوردن به خاطر حرکت های متناوب آن و جدا شدن کودک از دیگر هم بازی‌ها بسیار موثر است. این فعالیت به آرام شدن کودک بسیار کمک می کند. چند بار تاب دادن کودک محبت را ایجاد می‌کند که به راحت شدن کودک کمک می‌کند.

از سرسره پایین آمدن برای تخلیه هست تهاجم کودکان بسیار مهم است این بازی باعث بکار گرفتن انرژی کودک میشود.

۲– فعالیت هایی که نیاز به حرکت‌های شدید دست دارد.

پرتاب کردن کیسه های ماش:

کیسه های پارچه‌ای کوچکی تهیه کنید و در آن ماش، برنج یا ارزن بریزید. کیسه ها را در اختیار کودکان قرار دهید تا آنها را به طرف چیز های مختلف پرتاب کند. در ابتدا باید مشخص شود که کودکان اجازه دارند کیسه های مالش را به طرف چه چیزهایی پرتاب کنند.

این قانون را حتماً باید به کودکان متذکر شد. یک دیوار،عکس یک حیوان و گاهی هم چهره هایی از انسان ها برای این کار جالب است. هر چقدر تعداد کیسه ها بیشتر باشد بهتر است. اگر قرار باشد کودکان با دو سه کیسه بازی کنند اصلاً برای آنها جالب نخواهد بود.  چندین کیسه درست کنید و در فرصت‌های مختلف در اختیار کودکان قرار دهید.

عروسک:

تعدادی از عروسک های پلاستیکی بادی یا پارچه ای تهیه کنید و در اختیار کودکان بگذارید کودکان می توانند هیجان های شدید خود را روی عروسک ها پیاده کنند.

گِل بازی:

مقدار زیاد آن وسیله خوبی برای رها کردن حس تهاجم است.  خمیر آرد و خمیر مجسمه سازی نیز در همین راستا قرار می گیرد. در فرصت‌های مختلف انواع خمیر را در اختیار کودکان بگذارید تا با آنها بازی کند. نقاشی با انگشتان و درست کردن لکه های رنگی برای کودکانِ خشن و تهاجمی بسیار جالب است.

کودکان پاره کردن کاغذ یا مچاله کردن آنها را دوست دارند. چون این کار به آن‌ها احساس راحتی و آسایش می دهد.  مقدار زیادی کاغذ تهیه کنید آن‌ها را به کودکان بدهید و به آنها فرصت دهید تا با کاغذ ها هر کاری دوست دارند انجام دهند.

خشونت و تهاجم در کودکان

۳– رفع تهاجم از طریق رها کردن صدا

احساس آسوده شدن از حس تهاجم که از طریق فریاد کشیدن به دست می آید، دست کم نگیرید. بهتر است به خاطر داشته باشید که بچه‌ها را بیش از حد هیجان زده می‌کند. گاهی لازم است به سر و صدا کردن بچه ها رضایت بدهید.

طبل ها بهترین وسیله برای سر و صدا درست کردن محسوب می شود.  کوبیدن به روی سطل و کاسه نیز خوب است. برای کسانی که از این کار لذت می برند می توان پخش موسیقی و اجرای حرکات موزون را نیز اضافه کرد. فریاد زدن، گریه کردن(چه از روی عصبانیت و چه از روی درد) از فشاری که کودکان احساس می کنند کم می کنند و موجب آرامش می شود.

۴–  بازی های تقلیدی و نمایشی نیز سبب کم شدن تعادل درونی می شود.

لباس بزرگترها را پوشیدن و نقش پدر و مادر یا اعضای خانواده را بازی کردن این امکان را به وجود می آورد که کودک موقعیت های ناراحت کننده را تمرین کند و از فشارهایی که بر وی وارد می‌شود می کاهد.  هر کسی که دیده باشد کودک چگونه عروسکی را به بچه خود می‌داند متوجه تاثیر بازی در رها شدن خشم می شود.

استفاده از خانه عروسک ها و عروسک های گوناگون نیز مفید است.  کودکان فرصت پیدا می‌کنند تا خشونت‌های خود را که نسبت به دیگران دارند روی این عروسک‌ها اعمال کنند. به آنها اجازه بدهید به هر گونه که دوست دارند این عروسک های کوچک را تنبیه یا مجازات کنند. در عین حال استفاده از عروسک‌های حیوانی را فراموش نکنید. حیوان هایی چون شیر، پلنگ، فیل، اسب آبی، خرگوش  و… را جزو عروسک های کودکان بگذارید.

۵-  بهترین و موثرترین چیزی که برای فرونشاندن خشم کودکان غیر قابل کنترل به عنوان بازی می شناسم، آب است.

آب به هر شکل که باشد باعث آرامش اعصاب می باشد. شستن لباس عروسک، اتومبیل های پلاستیکی، درست کردن حباب های صابون و انواع بازی با آب را می‌توان با کودکان اجرا کرد.  هرگاه هوا را مساعد دیدید بهترین کار این است که شلنگ آب را در اختیار کودکان قرار دهید یا بگذارید که آن‌ها با خاک و آب، گِل درست کنند. بازی با مجموعه‌ی آب و خاک معمولاً آرام ترین و بهترین روز ها را فراهم می آورد.

۶– تف کردن را هم جدی بگیرید.

این شیوه البته به بعضی از کودکان عصبانی کمک می کند. به خصوص به آن دسته از کودکانی که از شدت عصبانیت نمی توانند حرف بزنند.

۷-  و بالاخره گاهی برای کودکی که بیش از حد جنب و جوش دارند، فرستادن وی به دستشویی به طور محسوسی به آرامش کودک کمک می‌کند

چند راه حل ساده: این کارها موجب می‌شود تا بعد مجبور نشوید خشونت به خرج دهید یا کودکان را تنبیه کنید:

  • باید از قبل مراقب بعضی از بازی ها مانند: هیولای عصبانی، دزد بازی و جنگجوی قهرمان باشید. در این موقعیت ها بهتر است بازیکن اصلی را دنبال کاری دیگر که معمولاً برایش جالب است بفرستید.
  •  به بچه ها اجازه بازی با تفنگ را ندهید. ما معتقدیم  که کودکان می‌توانند بازی‌های بهتر از کشتن همدیگر انجام بدهند.
  •  مراقب هم بازی‌هایی باشید که با هم نمی سازند. هر وقت آنها را با هم مشغول دیدید جایشان را عوض کنید. نگذارید برای غذا خوردن کنار هم بنشینند یا کنار هم بخوابند. سعی کنید که تشویقشان  کنید که با دیگران دوستی کنند. به خاطر بسپارید که گاهی بعضی از انسان ها نمی توانند باهم بسازند.
  •  نقشه بکشید، برنامه ریزی کنید و باز هم بدانید که چه برنامه‌ای برای کودکان دارید که جالب باشد. هنگام برنامه ریزی علایق کودکان را در نظر بگیرید. برای مثال پس از زمانی که قصه می خوانید یا پس از فعالیت های آرام بهتر است فعالیت هایی مانند تاب خوردن، بالا رفتن از نردبان، بازی دو یا بازی در هوای آزاد را تدارک ببینید چون آنها برای مدتی آرام بوده اند.
  •  اگر تصور می کنید که ساعت های صبح بیشتر از حد پر جنب وجوش است بعضی از کارها را برای بعدازظهر بگذارید. هر بار که کودک کار را به خوبی انجام می دهد نیروی تهاجمی وی در راه مثبت و موثر صرف شده است.  حالا می‌خواهد این کار ساختمان ساختن با لگو باشد یا حرکتی در ارتباط با کمک به دیگران یا کشیدن نقاشی یا تاب خوردن.
  •  هنگامی که به کودکان اجازه انتخاب بدهید از مقدار مبارزه طلبی یا مخالف بودن آنها می کاهید، چرا که کودک احساس می کند بر محیط خودش تسلط دارد.

 به جای زدن، بهتر است حرف بزنیم:

گاهی پدر و مادرمی تواند یک لحظه حساس را دریابد و از بچه ای که قصد شیطنت دارد بپرسد: “خودت دوست داری که کسی دیگر همین کار را با تو بکند؟”  می شنوید نه. بعضی وقت‌ها هم کودکانی پیدا می شوند که به شما می‌گویند خیلی دوست دارم که دیگران هم مرا اذیت کنند.

فراموش نکنید که این جوابِ کودک در حقیقت یک نوع لجبازی با شماست. به راستی هیچ کودکی دوست ندارد که از طرف دیگران مورد آزار و اذیت قرار بگیرد. در این حالت سعی کنید از شدت مخالفت یا مبارزه طلبی کودک کم کنید و سپس پرسش را برای او تکرار کنید.در بسیاری از موقعیت ها حرف زدن بهتر از هر شیوه دیگری است.

به طور خلاصه کودکان نباید احساس تهاجم را در خود نادیده بگیرند.  ولی از طرف دیگر به خوبی آگاهی داریم که بروز دادن آن همیشه امکان پذیر نیست.

بنابراین می توانیم در این باره بیندیشیم و از قبل موقعیت های متعددی برای تخلیه این گونه احساسات یا تصفیه را به نحوی که بی ضرر باشد به وجود بیاوریم. با انجام این کار از راه های منفی که ممکن است در کودک به وجود بیاید جلوگیری می کنیم و کمک می کنیم تا کودک، شادمان تر و آماده تر برای پذیرفتن زندگانی شود.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − 2 =